داغ گران سنندج، شهر ذوب شدن های پر تکرار

امسال آتش زودتر زبانه کشید و قبل از آنکه آبیدر را نشانه رود جان عزیزانمان را گرفت. شتابی برای رسیدن به مقصد پایتخت نبود ولی شتاب پول نفت ترمز تانکر حامل سوخت را برید و با برخورد به اتوبوس سنندج – تهران آن را برای رسیدن به هر مقصدی ناتوان ساخت و کبوترانش را به دیار باقی پرواز داد.

این نقطه از ترمینال سنندج به نقطه ی ذوب ما تبدیل شد. نقطه ای که با نگاهش از بغض منجد می شویم. بی صدا گریه می کنیم و آرام اشک میریزیم که مبادا صدای گریه هایمان خواب شب خفتگان را پریشان سازد. خدا میداند که هزاران گریه ی بی صدا و آه سرد در این شهر وجود دارد. هزاران نقطه ی بی اعصاب جان و روحمان را تهدید میکند. تاریکی بالا و پایین افتادن شانه های خسته از گریه را از چشمان شهر می دزد و … اما دیگر باید تن صدای گریه های شهر را بالا ببریم تا صدای ضجه های هم را بشونیم. معابر تاریک شهر را روشن کنیم تا گریه هایمان در تاریکی دزیده نشود.

اگر امروز پیچ بلوار دکتر حسینی کنترل را از راننده تانکر می گیرد فردا پیچ 90 درجه خیابان پشت مسجد قبای ویلاشهر کمر به واژگون کردن خودرو ها میبندد و مسجد قبا به جای اقامه نماز جمعه محل خواندن نماز میت نمازگزاران جمعه می شود و داغهای کهنه یمان تازه و تازه تر می شود.

شهروندان عزیز بیایید تا به کمک هم در سایت و بات شهریبان نقاط بی اعصاب شهرمان را هر چه زودتر به هم معرفی کنیم و قبل اینکه به تومور بدخیم شهری تبدیل شوند به کمک سازمان
و نهادهای مسئول آنها را درمان و ریشه کن کنیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *